شمارهٔ ۳۹۰
از پری رویان بدل بردن همین مایل توییآن که می خواهد دل عشاق خونین دل تویی
بی تو گر باشد بچشمم تیره عالم دور نیسترونق این کارگاه و شمع این محفل تویی
شد جمال لیلی و شیرین ز شرمت پرده پوشناقصی چندند خوبان دگر کامل تویی
با توام خوش حال در ملک وجود ای درد عشقبی تو چون باشم انیس من درین منزل تویی
از تو می خواهم مدد در بند زلف او صباز آن که بگشاینده این عقده مشکل تویی
گر تویی منسوب بر بیداد او ای دل مرنجبر که عرض نقد حسن خود کند قابل تویی
کرده دفع غم عالم فضولی با جنوندر میان مردم عالم همین عاقل تویی