شمارهٔ ۳۷۷
به دردم یارب آن بیدرد درمان میکند یا نهگرفتارم به دردی چارهٔ آن میکند یا نه
زدم در رشتهٔ جان آتشی اما نمیدانممرا این سوزْ شمعِ بزمِ جانان میکند یا نه
به او اظهار دردی میکنم حالا نمیدانمکه او رحمی به جان دردمندان میکند یا نه
به تلخی جان برآمد باز پرس ای باد کآن گلرخبه شهدِ وصل دفع زهرِ هجران میکند یا نه
ز آهم میگدازد سنگ و میلرزد هنوزم دلکه کاری در دل آن سستپیمان میکند یا نه
ندارم غیر این کامی که بر گرد سرت گردمنمیدانم به کامم چرخ دوران میکند یا نه
کسی کز شربت وصلت نیابد ذوق رسواییچه میداند که می در عقل نقصان میکند یا نه
چو تیرت را کشیدم از دل مجروح دانستمکه تن بیتابی در دادن جان میکند یا نه
تو مست نازی از حال فضولی نیستی آگهچه میدانی که هرشب آه و افغان میکند یا نه