شمارهٔ ۳۶۹
از آن دو پاره بانگشت معجزت شد ماهکه باشد از پی اثبات دعویت دو گواه
شکاف ماه ز انگشت تست یا در سیرمیان دایره مه فکند رخش تو راه
کلام راست نزول از فلک تراست عروجعیار قد همین بس بمردم آگاه
نمی دمد ثمری بی گل شهادت تونهال اشهد ان لا اله الا الله
کمال قدر همین بس که وقت عرض کمالز کسر ماه تمامت فزود رتبه جاه
تویی کفیل چه باک از عذاب امت راتو شفیع چه اندیشه خلق را ز گناه
شها فضولی بی دل گدای درگه تستز عین لطف تو دارد همیشه چشم نگاه