گنج

شمارهٔ ۳۷۰

قافیه: ارافکندهای۷ بیت
دی شنیدم جانب گلشن گذار افکنده ایدر گل از رشک رخت صد خار خار افکنده ای
عرض عارض کرده در باغ بر فصل بهارنقش باغ از چشم نقاش بهار افکنده ای
لاله حمراست بشگفته ز طرف جویباریا تو بر آیینه عکس عذار افکنده ای
نیست سایه بلکه بی خود ساخته از جام رشکسروها را سرنگون در جویبار افکنده ای
غنچها را کرده دل خون ز رشک لعل لبآتشی از شمع رخ در لاله زار افکنده ای
بر رهت هر سو ملک افتاده یا جلوه کنانسایه ات گه بر یمین گه بر یسار افکنده ای
چشم من جرم فضولی چیست در راه وفاکاینچنین او را ز چشم اعتبار افکنده ای