شمارهٔ ۲۹۲
هرگز غم خرابی عالم نمی خوریمعالم اگر خراب شود غم نمی خوریم
بیش و کم زمانه بر ما برابرستما غصه زیاد و غم کم نمی خوریم
منت نمی بریم پی روزی از شهانجامی بمنت ار بدهد جم نمی خوریم
دم نیست کز غم لب لعل تو جام جامخونابها ز دیده پر نم نمی خوریم
گشتیم گرچه خاک ز ما سر چه می کشیاز ما چه می گریزی آدم نمی خوریم
هر دم ز دهر روی بما می نهد غمیبی وجه ما شراب دمادم نمی خوریم
در خوردن غم تو فضولی شریک ماستهر غم که می رسد ز تو بی هم نمی خوریم