شمارهٔ ۲۳۹
ما را ز وصل دوست جدا می کند فلکباز این چه دشمنیست بما می کند فلک
کار فلک همیشه بما نیست جز جفاآه این چه کارهاست چها می کند فلک
می افکند مدام ز خوبان جدا مراکاری که خوب نیست چرا می کند فلک
تا نسبتی بخود دهدم از یگانگیقدر مرا همیشه دو تا می کند فلک
می پرورد نهال قد دلبران بنازما را نشان تیر بلا می کند فلک
محبوب نیست بهر چه چندین جفا و جوربر عاشقان بی سر و پا می کند فلک
مقصود ما وفاست فضولی ولی چه سودبا ما مخالف است جفا می کند فلک