گنج

شمارهٔ ۲۱۳

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: س۷ بیت
چیده ایم از اختلاط خلق دامان هوسنه کسی پروای ما دارد نه ما پروای کس
عاشقان دارند شوق گلرخان نه زاهدانگل به بلبل می زند آتش نه در هر خار و خس
مردم چشمم ز مژگان اشک می ریزد ولیآب دریا کم نمی گردد بمنقار مگس
عزلتی دارم که در خلوت سرای بی کسیبا مسیحا هم نمی خواهم که باشم همنفس
عمر شد آخر دلا از ناله کردن در گذرراه چون طی گشت باید گر فغان افتد جرس
نیستم بلبل که هر ساعت سرایم بر گلیاهل توحیدم گلی دارم درین گلزار و بس
می رسد فریاد من هر شب فضولی بر فلکگرچه رو آن مه نمی گردد مرا فریادرس