گنج

شمارهٔ ۱۹۹

قافیه: اننیستلذیذ۸ بیت
بی تو ای عمر مرا صحبت جان نیست لذیذشهد هر کام که باشد جهان نیست لذیذ
همه دم ذکر لبت ورد زبانست مراهیچ جلاب جز اینم بدهان نیست لذیذ
باده تلخ که بی ساقی گلرخ باشدبارها تجربه کردیم چنان نیست لذیذ
وعده وصل چو دادی منشان منتظرمروشنست این که حیات نگران نیست لذیذ
جفا می کشدم یار مگر می داندکه مرا بی قد او روح روان نیست لذیذ
نیست در ساغر ایام بجز زهر جفاعاشقان را روش دور زمان نیست لذیذ
داد ایام مرا شربت هر کام که هستغیر شهد الم عشق بتان نیست لذیذ
شده پیر فضولی ز جهان کام مجویزود بگذر که جهان جز به جوان نیست لذیذ