شمارهٔ ۱۹۴
دل اسیر خم گیسوی تو شددیده حیران مه روی تو شد
تن چون موی مرا هر سر موبسته سلسله موی تو شد
سبب رغبت محراب مرامیل طاق خم ابروی تو شد
باعث شوق طواف حرممنسبت خاک سر کوی تو شد
اشکم از هر مژه هر گوشه روانبهوای قد دلجوی تو شد
خضر گویند بقا یافت مگرکشته غمزه جادوی تو شد
شکوه ها داشت فضولی ز بتانتو چه کردی که دعاگوی تو شد