گنج

شمارهٔ ۱۹۵

قافیه: اازتونمیاید۷ بیت
بخاک بنده رحم ای دلربا از تو نمی آیدتو سنگین دل بنی کار خدا از تو نمی آید
چه سنگین دل کسی کز ناله و آهم نمی ترسیز سنگ خاره می آید صدا از تو نمی آید
طریق مهربانی خوب می باشد ز محبوبانتو هم محبوبی این خوبی چرا از تو نمی آید
نمی آری ترحم بر من و سویم نمی آییترا دانسته ام این کارها از تو نمی آید
سوی ما نامه می خواستم هر لحظه بفرستیچه حاصل آنچه می خواهیم ما از تو نمی آید
وفای خود مگر صرف رقیبان کرده ای گلکه من جستم بسی بوی وفا از تو نمی آید
فضولی بگذر از قید ورع می نوش و رندی کنطریق زهد و آیین ربا از تو نمی آید