گنج

شمارهٔ ۱۲۶

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ردارد۷ بیت
کسی در عاشقی از سوی پنهانم خبر داردکه چون من آتشی در سینه داغی بر جگر دارد
بزن دستی بدامان سرشک ای چشم ترک امشبچو دامانش غباری چهره ام زان خاک در دارد
بگیر ای باد با خاک ره او رخنه چشممکه نزهتگاه دل بیم خلل زین رهگذر دارد
مرا ساقی طریق بی خودی بنما که می بینمره هشیاریم از مستی چشمش خطر دارد
ز خونریزی بتیرت نسبتی دارند زانست اینکه با مژگان خونین مردم چشمم نظر دارد
چو سایه بر رهش افتاده ام کاری کن ای طالعکه آید آفتاب من مرا از خاک بردارد
فضولی با خیال لعل میگون بتان هر دمچو می در جام صد گرداب خون در چشم تر دارد