گنج

شمارهٔ ۱۲۵

چند منعم کنی از عشق جوانان ای شیخنیستم طفل فریبم بود آسان ای شیخ
حکم منع از مه رخسار جوانان نشدستمگر آگه نه ای از معنی قرآن ای شیخ
بر دل زار من آزار جوانان کم نیستتو هم از طعنه بسیار مرنجان ای شیخ
نه بخود می کشم ایام جوانی می نابمی دهد پند مرا گردش دوران ای شیخ
رخ زیبا پسران قبله اهل نظر استهر که باور نکند نیست مسلمان ای شیخ
خیز تا کسب جوانی ز می ناب کنیمچند مانیم چنین پیر و پریشان ای شیخ
ای فضولی مطلب ترک هوای پسراننیست آسان که کسی بگذرد از جان ای شیخ