گنج

شمارهٔ ۱۲۴

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ایچرخ۷ بیت
تنگ آمده بجلوه آهم فضای چرخخواهد گذشت عاقبت از تنگنای چرخ
بر سر هزار سنگ رسد هر زمان مراگویا که ریخت از نم اشکم بنای چرخ
با دود آه چون نکنم تیره چرخ رابا داغ درد سوخت دلم را جفای چرخ
پر شد ز آتش دل من چرخ بعد ازینباشد مگر مقام ملایک و رای چرخ
از رشک ساکنان سر کوی آن پریماتم سرا شدست ملک را سرای چرخ
تنها نیم من از روش چرخ در بلاوارسته کجاست ز دام بلای چرخ
گر چرخ بی وفاست بگویم عجب مدارهرگز کسی ندیده فضولی وفای چرخ