شمارهٔ ۱۱۷
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: انباعث۷ بیت
اگر رسوا شدم رسواییم را شد فغان باعثفغان را سوزش دل سوزش دل را بتان باعث
بغمزه خستیم دل چون نرنجم زان خم ابروچه می دانم ندارد ز خم ناوک جز کمان باعث
چه باشد گر بریزد خون چشم خون فشانم دلگرفتاری دل را گشت چشم خون فشان باعث
درون غنچه تا گلبرگ نبود چاک کی گرددسزد چاک دلم را گر بود داغ نهان باعث
خط سبزت ز آب دیده من رونقی داردبود نشو و نمایی سبزه را آب روان باعث
سرم را سیل اشک از خاک راهت کاش برداردکه غوغای سکانت را شدست این استخوان باعث
فضولی در جهان از عشق ذوقی هست با هر کسندارد جز مذاق عشق هستی جهان باعث