شمارهٔ ۹۵
من چون روم آه زاین تازه منزلیک پای بر ره یک پای بر گل
در عین حرمان زامید وصلششچشمم به راه است جانم به منزل
اشکم رود پیش من میروم خوشافتان و خیزان دنبال محمل
رفتم ز کویش از جور اغیاردردا که مانده است آن عقده در دل
خاقان به راهش جان داد آساندوری ز کویش امریست مشکل