شمارهٔ ۸۰
دل به هوای وصل تو یاد وطن نمیکندجان عزیز من چرا میل بدن نمیکند
بر سر خاک من گذر بعد وفات من نگرکیست که خاک پای تو زیب کفن نمیکند
ثانی مشک خط تو عنبر تر نمیشودنکهت چین زلف تو مشک ختن نمیکند
بیژن دل به چاه غم کشته ز جور تو نگونجور و سیاست تو را پور پشن نمیکند
رفت بهار و شد خزان کس نرود به بوستانناله بلبل حزین زاغ و زغن نمیکند
از سخنان من یقین فتوی قتل من دهدشکر که شیخ شهر ما فهم سخن نمیکند
خاقان دانی از چه رو سوی چمن نمیرودجلوه سرو ناز من میل چمن نمیکند