گنج

شمارهٔ ۶۰

۵ بیت
بتی دارم که آیین مسلمانی نمی‌داندکشد گر صد چو من عاشق پشیمانی نمی‌داند
رموز مهربانی و وفاداری نمی‌فهمدبجز عاشق‌کشی آن ماه کنعانی نمی‌داند
ره یاری طریق دوست‌داری‌ها نمی‌پویدبه غیر از جور و کین آن دلبر جانی نمی‌داند
عیان گوید که بوست می‌دهم اما چه سود از اینکه خلوت رفتن و آن سر پنهانی نمی‌داند
چنان شوخ قلندر مشربی باشد کز استغنابه چیزی شوکت خاقان و خاقانی نمی‌داند