شمارهٔ ۵۹
مهرت از بهر شکار دل غمگین آمدشاهبازی ز پی صعوه مسکین آمد
همچو شییرین به سر تربت فرهاد ببینبعد مرگم ز وفا یار به بالین آمد
چین به چین زلف فکنده به سر دوش مگرگوییا ترک من از صفحه ماچین آمد
مرغ دل باز گرفتار بلایی گرددکه صدای گذر شهپر شاهین آمد
خواست خاقان که کند شکوه به دل گفت خموشلب ببند از گله که اغیار ز سخنچین آمد