شمارهٔ ۵۷
گشتهام از عشق تو ای صنم دلپسندمونس اندوه و غم دلشده و مستمند
چون بنمایی به خلق آن قدر و بالای خویششور قیامت شود زآن قد و بالابلند
طره پیچان به کف جلوهکنان هر طرفتا همه خلق جهان آورد اندر کمند
زاهد بیهودهگو پند تو بر من چه سودپند تو نبود مرا کارگر و سودمند
کس نبود در سخن همسر خاقان مگرانوری مهنهای شیخ کمال خجند