گنج

شمارهٔ ۵۶

۶ بیت
ترک پری‌چهره‌ام مست و خرامان رسیدباز پی قتل من برزده دامان رسید
باز به یعقوب دل مژده وصلی رسیدکز طرف مصر جان یوسف کنعان رسید
ماه قصب‌پوش من از غم دوری توناله و زاری من باز به کیوان رسید
بر سر بیمار خود آمد و بنشست و رفتزآمدن و رفتنش عمر به پایان رسید
چون خبر مردنم گوش‌زد یار شدمویه کنان آمد و طره پریشان رسید
عمر دگر باره یافت کشته هجران اویار وفادار چون بر سر خاقان رسید