شمارهٔ ۵۵
از قید توام چه باک صیادآزادان کاو به دامت افتاد
تو پادشهی به کشور حسنپیش که برم ز دست تو داد
ما را همه دم به خاطری تویک بار مرا نمیکنی یاد
زاین سان که تو رو نمینماییهستی تو پری نه آدمیزاد
ای روی تو رشک لاله و گلوی قد تو به ز سرو و شمشاد
قربان سرت هزار شیرینحیران رخت هزار فرهاد
تا کی ندهی تو کام خاقانتا چند کند فغان و فریاد