شمارهٔ ۵
به یک کرشمه پریپیکری دل ما راچنان ربود که ترکان متاع یغما را
کسی که تاب ندارد ببیندش از دورچگونه بوسه زند روی آن دلآرا را
چو عزم شکور دلگیریت شود هر روزچو آفتاب بگیری تمام دنیا را
بخواب یوسف مصری اگر روی یک باربه خون دل بنشانی ز غم زلیخا را
اگر به محمل لیلی برآیی از سر لطفکنی دوباره تو مجنون خویش لیلا را
اگر نقاب ز روی چو ماه برداریهزار بار بسوزی ز رشک عذرا را
فغان که ناله خاقان به سنگ رخنه کندز سنگ سخت بود دل مگر تو را یارا