گنج

شمارهٔ ۴۹

۵ بیت
آن که با ابرو ستد از چین خراجآن که با گیسو گرفت از هند باج
آن که برباید ز تار کاکلیهر زمان از فرق صد فغفور تاج
آن که در عاشق‌کشی شد سنگ‌دلآن که دل را بشکند همچون زجاج
گر به ببینیش از زبان من بگویمی‌شدم خاک ره تو کاج کاج
چون گذشتی گفت خاقان آه آهدرد بی‌درمان نشد آخر علاج