شمارهٔ ۵۰
نه گل چون روی زیبای تو باشدنه طوبی همچو بالای تو باشد
مه عالمفروز مهرسیماکجا مانند سیمای تو باشد
کجا اندر دل امیدواریامیدی جز تماشای تو باشد
تویی آن بیهمتا در آفاقکه نه خورشید همتای تو باشد
نهان از مردمان بنشین به چشممکه اندر دیده ماوای تو باشد
نخواهی رفت هرگز از دل منبه غیر از دل کجا جای تو باشد
به خاقان کن نگاهی زآن که خاقاناسیر چشم شهلای تو باشد