شمارهٔ ۳۶
یار هی نوبت دلداریهاستبخت هی وقت مددکاریهاست
یار سرمست ز در میآیدعقل هی نوبت هشیاریهاست
بهر ایثار نثار جاناندیده هی وقت گهرباریهاست
یار سرمست و رقیبان بیهوشعشق هی نوبت طراریهاست
یار دارد سر قتل اغیارتیغ هی نوبت خونخواریهاست
دل بیمار ز خاقان بردیدوست هی وقت پرستاریهاست