گنج

شمارهٔ ۲۳

۶ بیت
دور از در دوست زارم امشببا دیده اشکبارم امشب
باشد همه آب زندگانیاز لعل لب نگارم امشب
دور از سر کوی او به صد درددر بستر گل چو خارم امشب
جام از کف من ربود و پیشمبنشست و شکست یارم امشب
بر یاد نگاه شوخ چشمیدر مستی و در خمارم امشب
خاقان ز کمند تابداریآشفته و بی‌قرارم امشب