گنج

شمارهٔ ۲۰

۵ بیت
ساقیا کو ساغرت چون گشت طالع آفتابگر ایاغی گیرم از دستت شوم مست و خراب
واعظا این پندهای بی‌حسابت تا به کیتا به کی ترسانیم از پرسش روز حساب
پندم ای زاهد ز می‌ خوردن مده انصاف دهکآمد ایام بهار و عهد مستی و شباب
ناله‌ای کز عشق آن دلدار از دل برکشمنزد اهل درد باشد به ز آهنگ رباب
رشته عمرت نشد تا قطع خاقان در جهانروی از گیسوی پرتاب نکورویان متاب