شمارهٔ ۲۱
رفت از بر من چو یارم امشباز دوری یار زارم امشب
از شوق وصال آن پریرویدلداده و بیقرارم امشب
با مدعیان نشسته یارمزآن است که دلفگارم امشب
دادی تو نوید وصل دیشبزآن وعده در انتظارم امشب
ریزم ز دو دیده اشک جانابین دیده اشکبارم امشب
خاقان ز فراق او چو امروزچون بلبل بیقرارم امشب