شمارهٔ ۷۷
باده از رطل گران خوردهای و نوشت بادپند بیهودهٔ زهّاد فراموشت باد
شکر لله که تو از زحمت تقوی رستیخلعت پیرمغان زیب بر و دوشت باد
باده نوش و غم بیهوده ایّام مخورساقی سیمبدن زینت آغوشت باد
چاک زن جامهٔ تقوی و برو دیر مغانفکر و اندیشهٔ آن سرو قباپوشت باد
آن سبویی که ز میخانه به دوشت بردنددارم امید که تا روز جزا دوشت باد
ای خردمند هنرپیشه نصیحت بشنوپند خاقان چو گوهر در صدف گوشت باد