گنج

شمارهٔ ۷۲

۷ بیت
نشسته بر سر کوی تو تاج‌دارانندعنان صبر ز کف داده هوشیارانند
صفات ذات تو از وصف خلق مستغنی‌ستگدای کوی تو امروز تاجدارانند
قدم ز خانه برون نِه که عاشقان از شوقستاده بر سر راه تو جان‌سپارانند
برو تو زاهد و منعم مکن ز لطف خداامیدوارتر از تو گناهکارانند
من و ندامت عصیان تو و غرورِ وَرَعبه رهگذار کرامت امیدوارانند
سوار مرکب اقبال از یمین و یسارپیاده رو به رکاب تو بختیارانند
مگر گدای درِ دوست گشته‌ای خاقانکه چاکر درِ تو جمله شهریارانند