شمارهٔ ۷۰
نیست یاری به وفای محمودجان و دل هر دو فدای محمود
گر کند عزم سرانداختنمسر نپیچم ز رضای محمود
مست بگذشت و دل از من دزدیدمیدوم من ز قفای محمود
چاک شد جامهٔ پرهیز مراای عزیزان ز قبای محمود
گر به بالین من آید افتماز سر شوق به پای محمود
گر رضای تو جفا هست به منمن رضایم به خدای محمود
سرو کوه است سرافراز چمنبر سر اوست هوای محمود
فتنه در دیدهٔ خوبان نگذاشتنرگس فتنهنمای محمود