گنج

شمارهٔ ۶۰

۵ بیت
عاشق آن است که جور تو وفا می‌داندآب شمشیر تو را آب بقا می‌داند
بی‌وفایی تو در دهر و وفاداری منداستانی‌ست که هر بی‌سر و پا می‌داند
شرح حال من و یاری من از غیر مپرسمهربانی مرا با تو خدا می‌داند
به تغافل به کرشمه به تبسم به نگاهبهر دل بردن ما بین که چه‌ها می‌داند
به کجا می‌بری این گوهر رخشان خاقانقدر این گوهر یکدانه صبا می‌داند