شمارهٔ ۵۳
طرح ابروی تو کز روز ازل ریختهاندبر سر سرو کمانیست که آویختهاند
خط به رخسار تو ای قبله خوبان خَتابر گل سرخ نگر مشک ختن بیختهاند
چشم فتّان تو ای سروقد گلرخسارنرگسی هست که از سرو برانگیختهاند
ترک چشمان جفاپیشهٔ خونخوار تو راتیغی از ابروی مشکین تو آمیختهاند
جور و بیداد تو با مهر و وفای خاقانهمچو شیریست که با شهد درآمیختهاند