شمارهٔ ۴
رفتی اگر از مقابل مارفتی و نرفتی از دل ما
خرمن خرمن غم دل مااین است ز عشق، حاصل ما
شد تیره چو روزِ روزهدارانبیشمع رخ تو محفل ما
بگشایی اگر گره ز زلفتحل میشود از تو مشکل ما
با داغ تو چون رویم جاناجز لاله نروید از گل ما
در عشق تو سعی ما عبث بودبیحاصلی است حاصل ما
خاقان نه گل است این که خون استجوشیده هم از گلِ دل ما