گنج

شمارهٔ ۳۱

۷ بیت
رخست این یا که بر چرخ آفتاب استخط است این یا که مه بر مشکبان است
چه کیفیت به چشمت آفریدندکه از یک گردشش عالم خراب است
رخت از زیر برقع می‌درخشدچو خورشیدی که در زیر سحاب است
زند طعنه به آب زندگانیکسی کز آب تیغت کامیاب است
شود خارا ز عکس روی او لعلبلی تا پیش او چون آفتاب است
سر از خجلت به پیش افکنده آن گلعرق می‌ریزد از رخ یا گلاب است
بده جامی به خاقان تا بنوشدکه دل از آتش عشقش کباب است