گنج

شمارهٔ ۳۰

۷ بیت
نسیم از بوی گل عنبرفشان استزمین امروز رشک آسمان است
هوا مشّاطهٔ خوبان باغ استچمن جولانگه سرو چمان است
نشسته دزد غمزه در کمین استخدنگ ناز مژگان در کمان است
به تیغت آب حیوان گر نهان استچرا عمر خِضِر از وی عیان است
مگر آمد به پایان دور گردونکه گلشن چون بهشت جاودان است
از آن شیرین زبان گویم حکایتکسی کاو در سخن شیرین زبان است
چو خاقان در ره عشق تو شد پیرمخور غم جان من! بختش جوان است