شمارهٔ ۲۶
دل خانهخراب غم زیباپسران استدائم پی گلپیرهنان جامهدران است
میمیرم از این غم که مهی کاو مه من بودببرید ز من مهر و از آن دگران است
فریاد از آن ناوک مژگان سیاهتکآن آفت جان و دل صاحبنظران است
یا رب به کنار من دل سوخته آیدآن شوخ که تاج سر زرّین کمران است
هرگز نکند پرسش بیمار خود آن شوخمیمیرم و دلدار من از بیخبران است
بگداخته در بوتهٔ محنت تن خاقاناین ز آتش عشق و ستم سیمبران است