شمارهٔ ۲۵
جز ناله و گریه کار من نیستزآن روی که یار، یار من نیست
جز جور و ستم به بیگناهانآیین ستمشعار من نیست
جز زخمی و جز تپیده در خوندر موکب شهسوار من نیست
جز خار جفا به دل شکستنرسم بت گلعذار من نیست
با عشق قرار و صبر و آرامکار دل بیقرار من نیست
هر شمع که آن ز پا نسوزدشمعیست که در مزار من نیست
بنمود دلم فگار و هرگزدر فکر دل فگار من نیست
هر جا شنوی صدا، یقین دانهر چند به اختیار من نیست
جز گریهٔ های های من نیستجز نالهٔ زار زار من نیست
جز بوس و کنار یار خاقاندر مذهب عشق کار من نیست