گنج

شمارهٔ ۲۰۲

۷ بیت
بکن هر چه ای بی‌وفا می‌کنیوفا می‌کنی یا جفا می‌کنی
همین می‌کنی یاد بیگانگانکجا یاد یک آشنا می‌کنی
ز درد تو ب‍ی‌درد مردم بیاچو درد دل من دوا می‌کنی
به قید تو خوش‌تر رهایی مراچرا از کمندت می‌کنی
بگو باد یا رب فدایت سرممرا گر زیاری دعا می‌کنی
دهی مشک چین و ختن را به بادچو آن زلف پیچیده وا می‌کنی
بگو آن چه خواهی تو خاقان ز یارز دلدار تا کی حیا می‌کنی