شمارهٔ ۲۰
آن کعبه نخواهم رفت چون کعبهٔ من آن کوستآن قبله نخواهم دید چون قبلهٔ من آن روست
گردیده دماغ جان خوشبوتر از آن کاکلآن کاکل مشکینت گویا گل عنبربوست
لعل لب جانان است یا پستهٔ خندان استیا درج عقیق است این یا غنچهٔ تو بر توست
افتاده گره در کار زین سان که سیهروزموالله از آن چشم است بالله از آن ابروست
خاقان ِستمدیده روزان و شبان گویدیاران چه کنم یارم بیرحم بتی بدخوست