شمارهٔ ۱۹
دلبرا نوبت دلداریهاستصنما وقت وفاداریهاست
برد لیلیوشی از من دل و جانای جنون نوبت سرشاریهاست
یار رفت از بر و ماندم مهجوربخت هی وقت مددکاریهاست
یار با غیر به می خوردن شدباز دل نوبت خونخواریهاست
میدهد باده ز لعل لب خودمیکشان اول هشیاریهاست
یار امشب به برت میآیددیده هی نوبت بیداریهاست
شده خاقان ز فراقش بیماردوستان وقت پرستاریهاست