گنج

شمارهٔ ۱۵۹

۶ بیت
پی قتلم دل کین‌پرورش بینچکان خون دلم از خنجرش بین
زدی آتش به رفتی و اکنونبه بالینم بیا خاکسترش بین
فزون گردد ز خوبان تا جمالشز خط بر گل عیان مشک ترش بین
هزاران همچو من از دست جورشنشسته داد‌خواهان بر درش بین
نمی‌پرسد ز حال داد‌خواهیغرور پادشاهی بر سرش بین
عیان از لعلش اعجاز مسیحابیا خاقان لب جان‌پرورش بین