شمارهٔ ۱۵۶
ماه شد شرمنده از رویت چه رخساریست اینطره سنبل دیده نرگس وه چه گلزاریست این
میبرد از من دل و آنگاه دل را خون کندخون شد از دستش دل من وه چه دلداریست این
گفته بودی میدهم کام تو دادی کام غیرجان من آخر چه گفتار و چه کرداریست این
پیش رفتارت تذرو و کبک میباشد خجلای نگار خوشخرام من چه رفتاریست این
هر زمان جانان به رنگی خاطرم را خوش کندبنگر ای خاقان چه شوخ و شنگ عیاریست این