شمارهٔ ۱۵۵
بیتو تا کی خون فشاند چشم خونبار این چنینهیچ کس یا رب مبادا همچو من زار این چنین
حرف قتلم دوش در پیشت رقیبان گفتهاندبشنو از من مشنو از ایشان مکن کار این چنین
در فراق خود مرا ای یار با چندین نعتاز برای خاطر اغیار مگذار این چنین
دل ربود از کف مرا و با دو صد خواری شکستدوستان دیده است کس بیحرم دلدار این چنین
کی تواند گفت خاقان ترک عشقت در جهانگر تو ترک دوستان کردی به یک بار این چنین