گنج

شمارهٔ ۱۵

۹ بیت
ای قرعهٔ   سلطنت به نامتدل‌های شهان اسیر دامت
محمود، غلام بندهٔ توشاهان همه بندهٔ غلامت
یک‌ ران فلک به زیر پایتچون توسن بحث گشته رامت
برخیز که طرفه رستخیزی‌ستاز جلوهٔ سرو خوش‌خرامت
آید به زمین مسیح از چرخگر بشنود ای پسر کلامت
سرگشته خِضِر به کوه و وادیاز حسرت جرعه‌ای ز جامت
باز این دل خسته چون کبوترپرواز کند به گرد بامت
جستیم بسی ولی ندیدیمجز در دل بی‌دلان مقامت
دیگر مطلب ز چرخ کامیخاقان لب اوست تا به کامت