شمارهٔ ۱۶
این دشمن جان عاشقان کیستاین آفت دل، بلای جان کیست
این برق عنان جوان که هستندپیران ز پیاش دوان دوان، کیست
این بت که ز پای تا سران استگویید خدای را که آن کیست
نالم به درِ تو و نگوییاین خستهٔ زار ناتوان کیست
این بستهکمر به قتل خاقانشمشیر جفاش بر میان، کیست