شمارهٔ ۱۴۵
چمن چون بخت خسرو شاد و خرمنشسته بر عذار لاله شبنم
ز بس باشد هوایش روحافزانمیگردد به پیرامون دل غم
دهد جان مرده صد ساله را بازنسیمش چون دم عیسی مریم
شکسته رونق آب خضر راکشد حسرت برای جرعهاش جم
در آب صاف آن روح است مضمربه خاک پاک آن جان است مدغم
برید بحث میآید پیاپینوید وصل میآرد دمادم
تعالی الله از آن آب و گل پاکدل صد چاک خاقان راست مرهم