شمارهٔ ۱۴۱
سینه خویش هدف ساخته تیر توییمبا خبر باش که ما کشته شمشیر توییم
تیغ بر کف همه دم چشم به ره بهر کهایخون ما منتظران ریز که نخچیر توییم
دل ما بردهای شوخ ستمگر رحمیما همه دلشدگان بسته زنجیر توییم
به نگاهی دل ویران شدگان کن آبادما خرابیم که محتاح به تعمیر توییم
گفت خاقان به یکی شوخ سیه چشم که ماقد کمان ساخته چون پیر پی تیر توییم