گنج

شمارهٔ ۱۴۰

۵ بیت
جدا ز روی تو جان‌ها بهار را چه کنمبهار را چه کنم لاله‌زار را چه کنم
تو رفتی از بر و در دل قرار و صبر نماندبگو به من که دل بی‌قرار را چه کنم
غمی که از تو به جان است هست راحت دلغمت که هست دگر غم‌گسار را چه کنم
دلم به وعده وصل تو شاد شد اماتو خود بگو که غم انتظار را چه کنم
گرفتم این که غم دل نهان کنم خاقانتراوش مژه‌ اشک‌بار را چه کنم