شمارهٔ ۱۳۷
کاش من در راه تو چون خار دامن میشدمبا تو ای سرو روان گلشن به گلشن میشدم
عشری از عمری که من در پای تو کردم تلفآه اگر زنار میبستم برهمن میشدم
جان شیرین شد تلف در کوی تو ای کاش مناز پی شیرین پرستی سوی از من میشدم
کی طمع در خرمنت کردم رضا بودم به اینچون گدایان خوشهچین بر گرد خرمن میشدم
بندگی میکردم ار معبود و خود را اینقدرهمچو موسی محرم وادی ایمن میشدم
پنجه عشق تو میتابید بازویم اگررستم و اسفندیار و سام و بهمن میشدم
گفت خاقان چون نشست آن شاه خوبان با رقیبمن رضا بودم که جا در چاه بیژن میشدم